بنى امیه را مهلتى است که در آن مى‏تازند ، هر چند خود میان خود اختلاف اندازند . سپس کفتارها بر آنان دهن گشایند و مغلوبشان نمایند [ و مرود مفعل است از « ارواد » و آن مهلت و فرصت دادن است ، و این از فصیح‏ترین و غریبترین کلام است . گویى امام ( ع ) مهلتى را که آنان دارند به مسابقت جاى ، همانند فرموده است که براى رسیدن به پایان مى‏تازند و چون به نهایتش رسیدند رشته نظم آنان از هم مى‏گسلد . ] [نهج البلاغه]
فانوس 12

     

من وتو با همیم اما دلامون خیلی دوره همیشه بین ما دیوار صد رنگ غروره

نداریم هیچ کدوم حرفی که بازم تازه باشه چراغ خنده هامون خیلی وقته سوت و کوره

من وتو،من وتو

،من وتو هم صدای بی صداییم با هم و از هم جداییم

 خسته از این قصه ها ییم هم صدای بی صداییم

 نشستیم خیلی شب ها قصه گفتیم از قدیما یه عمره وعده ها رو دادیم و حرف ها رو گفتیم :دیگه هیچی نمی مونه برای گفتن ما گلای سرخمون پوسیده موندن توی باغچه دیگه افتاده از پا ساعت پیر رو طاقچه گلای قالی رنگ زرد پاییزی گرفتن اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من من وتو ،من و تو ،

من وتو هم صدای بی صداییم با هم و از هم جداییم خسته از این قصه هاییم هم صدای بی صداییم



نوشته شده توسط مهیارایرانی 92/6/6:: 11:58 عصر     |     () نظر