
همسرحاکم مازندران زنی مسلمان (مو من وخردمند ) بود.سالی برنج مازندران از بین رفته بود ومردم نمی توانستند مالیات بدهند.( مالیات معینی برای هر استانی وضع شده بود که باید حاکم آن استان به حکومت مرکزی می داد.)
حاکم مازندران موضوع را را با خانمش درمیان گذاشت وگفت:« امسال چه باید کرد؟ منم ندارم که مالیات بدهم. به زور هم که نمی شود از مردم مالیات گرفت .زیرا گناه دارد»
خانم (با سخاوت و کیاست )گفت:من یک ÷یراهن مرصّع دارم که ازپدرم به ارث رسیده است. آن را به عنوان مالیات مالیات بفرست.
حاکم مازندران آن را فرستاد .این پیراهن که با دانه های جواهر آراسته شده بود درجلسه مذکور بخصوص درچشم پادشاه آن زمان، جلوه خاصی کرد.امّا پادشاه چنان از کار حاکم وگذشت وفداکاری همسرش خوشش آمده بود، پیراهن را دوبار برگرداند وگفت: که من امسال مالیات مازندران را بخشیدم. هم حاکم وهم مازندرانی ها خیلی خوشحال شدند وجشن گرفتند.
« اما زن حاکم گفت: من پیراهن را دیگر نمی پوشم، برای اینکه چشم نامحرم به آن خورده است.
پند ها وحکایتهای اخلاقی
کلمات کلیدی:
عبدالسّلام بن هروی روایت می کند که در محضر حضرت رضا (ع) عرضه داشتم ؛ چرا خداوند عزّ وجلّ درزمان نوح (ع) تمام دنیا رادرآب غرق نمود، با اینکه درمیان مردم اطفال وکسانی که بی گناه بودند، وچودداشتند؟
حضرت فرمودند:« درمیان غرق شدگان نه اطفال بود ونه بی گناه، امّا اطفال نبود زیرا زیراحقّ عزّ وجلّ چهل سال قبل ازغرق نمودن دنیا صلب مردان ورحم زنان قوم نوح (ع) را عقیم نمود ،زیرا هیچگاه خداوند قادر ومتعال کسی را که گناه ندارد با عذاب خود هلاک نکرده است وافراد غرق شده دودسته بودند:
الف: آنان که پیامبر خدا یعنی نوح (ع)را تکذیب کردند.
ب: کسانی که راضی به تکذیب دسته اول بودند. اگر چه ظاهرا تکذیب نمی کردند. بدون تردید هردوذسته گناهکار محسوب میشوند. لازم به ذکر است کسانی که داخل وحاضر درمجلس تکذیب نبوده ، ولی وقتی که خبر تکذیب مکذّبین را شنیدند وبه آن راضی وخشنود شدند، مانندکسانی هستند که درآن مجلس حاضربوده وپیامبر را تکذیب نمودند.»*
*ترجمه علل الشرایع.
کلمات کلیدی:

شکسپیر بزرگترین نویسنده انگلیسی با خلق آثاری چون اتللو، رومئو ژولیت،تاجرونیزی، شاه لیرومکبث نام خود را تاابد درزمره برترین های ادبیات جهان به ثبت رسانده است.
اما سرنوشت این نمایشنامه نویس انگلیسی ونحوه مرگش همیشه درهاله ای از ابهام قرارداشته است، به تازگی یک گروه تحقیقاتی تصمیم گرفته تا ازراز مرگ شکسپیر پرده بردارد.سرپرست گروه فرانسیس تاکری معتقد است ویلیام شکسپیر براثر استعمال زیاد مواد مخدر جان داد.تاکری با اشاره به اینکه هنوز پس از400 سال یکی از مشهورترین افراد تاریخ است .اظهار امید واری کرده تا بتواند به این پرسش درمورد چگونگی مرگ اووثبت یک تاریخچه سلامت از این شاعر دست یابد. تاکری حدود 24 پیپ کشف شده ازباغ این شاعر را بااستفاده ازفنون پزشکی قانونی مورد آزمایش قرارداد ومتوجه شد که ازآنها برای استعمال حشیش استفاده شده است .تاکری قصد دارد با معاینه دندانهای شکسپیر، فرضیه خود را درمورد استعمال مار جوانا توسط ویلیام را اثبات کند . درحالی که این برنامه برخلاف وصیّت خود شکسپیر که روی سنگ قبرش نوشته شده ، او درنوشته ای درخواست کرده که گورش را دست نخورده بگذارند واستخوانهایش را جا به جا نکنند.*
« راستی عجب آدمای پیدا میشه ،آخه یکی نیست به این آقای تاکری بگه بعد از 400 سال راز کسی را بر ملا کردن درست نیست ،اونم یه آدم محبوب ومتشخص...»
*دانستنیها چاپ اردیبهشت نودویک
کلمات کلیدی:
صحنه یکی از جنگ ها وخونریزیهای اسگندر مقدونی
اسگندرمقدونی درسال 326 قبل ازمیلاد به دنیا آمد، در16سالگی ولیعهد مقدونیه شد .پدرش فیلیپ مقدونی پادشاه مقتدریونان بود.
اسگنر در18سالگی به سرداری کشور رسید.پدرش بزرگترین فیلسوف زمانه یعنی ارسطورابه تعلیم وتربیت وی گماشت. اولین جنگ وی با حکومت مقتدرآن زمان یعنی هخامنشیان درایران بود.که به جنگ کرانیکوس شهرت دارد وباعث شکست داریوش سوم ایران گردید.
اسگندر مقدونی پس از سه جنگ متوالی قشون ایران را شکست داد وتخت جمشید رابه آتش کشید.اوپس ازاستیلابرایران با« رکسانا»شاهزاده ایرانی ازدواج کرد.
وی هموار به کشور گشایی خود ادامه داد از ترکمنستان تا آسیای صغیر وهمچنین شمال آفریقا راتصرف کرد.به دستور وی شهرها خراب وشهرهایی از نو به سبک یونان ساخته میشد.اسگندردرسن 30سالگی ازدنیا رفت.
می گویند: «موقع دفن وی دستش ازکفن بیرون افتاد وباز شد،تاعبرتی برای مردم کل دنیا باشد وپندی آموزنده بای همه ...که خواسته بفهماند با این همه فتوحات وتصرفات وگنجها وزیبایی های دنیا که دارم ...ای مردم شاهد وآگاه باشید هیچ چیزی با خودم به دنیای دیگر نمی برم »...
کلمات کلیدی:

مسجدنبی (ص)
حکایت است که صفیة بنت المطلب،عمه حضرت رسول اکرم روزی به خدمت آن حضرت شرفیاب شد،درحالی که پیری اورافراگرفته بودگفت:یارسول الله!دعا کن تامن به بهشت بروم،حضرت رسول اکرم ازباب مزاح فرمودند:زنان پیربه بهشت نخواهند رفت.
صُفیه ازمجلس خارج شد درحالی که میگریست حضرت تبسم کرد وفرمود:به اوخبردهیدکه زنان پیرجوان میشوند آنگاه به بهشت میروند واین آیه مبارکه راقرائت فرمودند:«اناانشانا هن انشاء فجعلنا هنّ ابکارا»1
بدرستی که ما آفریدیم زنان رادردنیاآفریدنی، پس خواهیم گردانیدایشان رادختران بکرودوشیزه درآخرت که ایشان را به بهشت درآریم.2
1- داستان زنان
2- سوره واقعه /34
کلمات کلیدی:
ای دل نگفتمت حذر از راه عاشقی
رفتی بسوز این همه آتش سزای توست

کلمات کلیدی:
شرق
یورش به زندان باستیل فرانسه
باستیل زندانی مخوف بود یاهتلی مجلل؟
درداستانها وتاریخ آمده است که باستیل زندان یا دژی تسخیر ناپذیری برای شکنجه دادن، ارتکاب شرارت واجرای انواع ظلمهای سیاسی بود ولویی شانزدهم،پادشاه مستبد فرانسه، شهروندان بی گناه رادرآن اسیر میکرد ونگه میداشت درروز14 ژوئیه1789گروهی متشکل ازهزاران تن ازشهروند خشمگین وآزادیخواه به باستیل یازندان پرآوازه پاریس یورش بردندوقصدشان ازبند رهانیدن زندانیانی بود .که درشرایطی بسیارظالمانه نگه داشته میشدند تا اعلیحضرت لویی شانزدهم بتواند به خوشگذرانی وشادیهایش ادامه دهد.آنها ساختمان بزرگ زندان رامحاصره کرده وازفرماندارپاریس درخواست کردند که اداره این نهاد رابه آنان بسپارد.چون دولونه دراین کار ازخود تعلل نشان داد.برشمار ازدحام کنندگان افزوده شد،سرانجام یکی از پل های متحرک ومحافظ این دژ خوفناک براثرفشارآنها بازشد ئوسربازانی که به پاسداری اززندان باستیل ایستاده بودند به روی حمله کنندگان آتش گشودند وقتی انقلابیون فرانسوی لوله های توپ هارابه سوی زندان چرخاندند تا به آن شلیک کنند وسپس راهشان را بسوی خلوتگاه باستیل بگشایند.
اهمیت باستیل درپیروزی انقلاب رانمیتوان منتفی دانست این رویداد،لحظه ای سرنوشت آفرین است که به پی ریزی دنیای مدرن کمک رساندند.
درسال 1782تا حدبسیارزیادی در توصیف شکنجه ها وغیره اغراق آمیز بود وازدیدگاه کوشش برای برانگیختن همدلی عامه آزاداندیش درمسیر هدفهای خودخواهانه قرارداشت، شگفت آنکه خود لینگه پس ازیاری رساندن به تحریک مردم برای تخریب باستیل وقتی جناح ژاکوبن های انقلابگران به رهبری ربسپیر زمام قدرت را به چنگ آوردند ونزدیک به 40 هزارنفر رابه فاصله کمترازیک سال ازازدم تیغ پاکسازی وتصفیه گذراندند.قربانی حکومت ترورشد.اودرسال1794 به گیوتین سپرده شد وسرش را ازدست داد...
ولی پس از هجوم به زندان با تعجب وناباورانه فقط هفت زندانی درآن یافتند،نخست گمان کردند که چند سیاهچال مخفی وتونل درگوشه کنارساختمان وجوددارد واعمال شریرانه زندانبانان باستیل درآنها پنهان است.اما پس از جستجوی زیاد هیچ مدرکی دال بر وجود چنین مخفیگاههایی وجود ندارد.

طرفهای ذی نفع احتمالا بزرگترین لحظه درتاریخ انقلاب فرانسه چهار جنایتکار عادی بودند که احتمالا پیشتر دریکی اززندانهای قدیمی آن کشور نیز زندانی بوده اند:یک ایرلندی دیوانه که خود راژولیوس سزار(قیصردوم) وخدامیدانست وسابقه زندانی شدنش به علت همکاری درکارهای جاسوسی علیه کشورداشت. یک دیوانه دیگر به نام "تاورنیه" که به دلیل دست داشتن درتوطئه قتل لویی پانزدهم دستگیرشده بود..این دودیوانه پس ازبخواست آزادکنندگانشان پیروزمندانه درخیابان پاریس گردانده وبه مردم نشان داده شدند،به آسایشگاه "رونی شارانتون " تحویل داده شدند.آخرین زندانی،کنت دوسولاژ بود که به موجب نامه مهرشده پادشاه وبه درخواست خانواده اش به اتهام انحراف جنسی زندانی شده بود.
وقتی یورش برندگان به درون باستیل داخل شدندوهمه جای آن راگشتند وهیچ مدرکی دال بر جنایت پیدا نکردند شروع به قصه بافی وسندسازی پرداختند ویک چرخ دندانه دار که به عنوان ابزار شکنجه به مردم ساده نشان دادند.دراصل این قطعه ای از یک دستگاه چاپ بود وزره ازسده های میانه رانیزشکم بند آهنین برای بی حرکت نگه داشتن زندانیان معرفی شد.حتی یکی ازآنها موفق شد یک نقاب آهنین ناموجودرا کشف کند،درحالی که استخوانهای یافت شده درکف سرداب راکه احتمال بسیارزیاد درجریان شش- هفت حمله به ساختمان باستیل درسده های گذشته جان باخته بودندمتعلق به مردی دانستند که میگفتند چهره اش درپس آن نقاب آهنین بوده است.
آیا همیشه دروغ گویان طمع کاران را گول نمی زنند؟
کلمات کلیدی:
قبر حضرت یحیی (ع)
درزمان حضرت یحیی (ع)پادشاهی به نام «هیرودیس» حکومت میکرد وبه حضرت یحیی (ع) علاقمند بود واورامردی عادل میدانست،ورعایت حال آن حضرت رامینمود.
وقتی پادشاه بازنی زانیه رابطه داشت آن زن که کمی پیرشددختر خود راآرایش کرد ونزدشاه جلوه میداد تاعاشق اوشد،خواست بااوازدواج کند.ازیحیی پیامبرسؤال کرد ایشان طبق دین مسیح علیه السلام آنرا جایز ندانست.
ازاینجاکینه حضرت یحیی (ع) به دل زن رسوخ کرد.
مادردختروقتی پادشاه رامست شراب دید،دخترراآرایش نموده به نزدش فرستاد وپادشاه ازاوکام خواست اوگفت:به شرط آنکه سریحیی ازبدنش جداکنی وشاه قبول کرد.به دستورش سرازبدن یحیی (ع) جداکردند.
طبق نقل قول دیگرپادشاه قصد داشت،با دختر خواهر یادختربرادرش به نام «هیرودیا» ازدواج کند که حضرت یحیی نهی کرد،وحاجت دختر ازپادشاه قتل یحیی بود.
امام محمّد باقر(ع) فرمود:قاتل حضرت یحیی فرزند زنابود همانطوریکه قاتل حضرت علی (ع) وامام حسین بن علی علیه السلام زنازاده بودند.
زمانیکه حضرت یحیی (ع) بقتل رسید،خداوند بخت النصر ویا (کردوس ازپادشاه بابل را)بر بیت المقدس مسلط کرد وهفتاد هزار ازآنان را کشت تاخون حضرت یحیی (ع) ازجوششایستاد. به نقل از تاریخ انبیا،یکصد موضوع 500 داستان
کلمات کلیدی:
مادری دائم فرزندش رابابچّه همسایه مقایسه میکرد ومیگفت:بچّه همسایه چقدر با ادب وباتربیت وحرف گوش کن ودرس خون...است.ازقضا دریکی ازشبها که بچه درخواب بود وپدرومادردعوایشان شد وپدر درحین دعوا زن همکارش را پیش کشید وگفت ببین زن فلانی را چقدر خوب وشوهردار وبچه دارو... !مادرازاین مقایسه خیلی ناراحت شد وشب هنگام به بالین فرزندش رفت واورامیبوسید ومیگریست وباخود میگفت حلالم کن پسرم ، تاحالاازمقایسه من چه کشیدی؟
کلمات کلیدی:
جسد زنی از نجف به ایران منتقل شد
در«کتاب مردگان با ماسخن می گویند»آمده است:
زنی درایران ازدنیا رفت ودخترش خیلی غمگین شد.شوهرش به خاطراین که مصیبت مرگ مادررابرای اوهموارسازد.وعده داد که جنازه مادررادرنجف دفن خواهد کرد.دربین راه خرج زیادشد بطوریکه زن ترسید که مبادا پول تمام شود.ازاین جهت مقداری ازپول هارادرکفن مادرپنهان کرد وپس ازآن که مادرش رادرقبر گذاشتند یادش آمد.از شوهرش اجازه گرفت شخصا درقبرداخل شود ومادررابرای آخرین بارببیند.
وقتی که واردقبرشد مشاهده کرد،که خواهرش که درایران زنده وسالم گذاشته بودند درقبرخوابیده است!پس ازاین که به ایران برگشتندباگریه برخواهرازدست رفته اش مواجه شد.به سر قبر خواهررفت.اصرارکرد که قبررابشکافند تااودیدارآخررا باخواهرش انجام دهد.
ناچارا قبررابازکردند، دخترداخل قبر شد،دید مادرش درقبراست وپولها درکفن اوست!آنها رابرداشت وآب دهان به صورت مادرانداخت وگفت:ما این همه به خودمان زحمت دادیم که تورا به نجف بردیم ولی تو لایق دفن درآن مکان مقدس نبودی!همان شب مادرش رادرخواب دید که درجای بلند ومنزلتی عالی قرار گرفته است.به اواعتنایی نکرد ولی مادر اورا صدازد.نزد اورفت پرسید: بااینکه لیاقت دفن درخاک نجف را نداشتی چطور شد استحقاق این منزل را پیدا کردی؟جواب داد:چون تو رعایت احترام من نکردی وآب دهان به صورت من انداختی، خداوندعوض آن، این مکان را به من داد...ابوبصیر گوید ازامام صادق (ع) عرض کردم:یاابن رسول الله،انتقال میّت ازمکان خودش به مکان دیگری درمکان آن چگونه است؟
آن حضرت فرمودند:«ای ابا محمد،خداوند هفتاد هزارملک خلق فرموده است که به آنها"نقاله" گفته میشود.آنها درمشرق ومغرب متفرقند.اموات مردمان را میگیرندوآنها رادرجایی که هریک مستحق آن است دفن می کنند وآنهاجسد میّت راازمیان تابوتش برداشته دیگری رادرمقام او می گذارند؛چندان که شما زندگان ملتفت نشوید وندانید.این نه ازقدرت خدابعید است ونه ظلم بر بندگان؛که(وماربّک بظلام للعبید)،چه آن حق رابه ذی حق دادن است.
کلمات کلیدی: